تبليغاتX
هجر گل

هجر گل
از صداي عشق نشنيدم خوشتر يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند


غم ما کوچ محبت

وحشت از عشق که نه

ترس ما فاصله هاست

وحشت از قصه که نه

ترس ماخاتمه هاست

ترس بیهوده نداریم

صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن

نا خواسته ی عاطفه هاست

کوله باری است پر از هیچ

که بر شانه ماست


» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» تیر 1388
» مهاجر دلتنگ
» به خوبا سر می زنی ....
» پیش این سنگدلان قدر دل وسنگ یکیست
» وگنجشک با خدا قهر بود
» من مجنون توام و تو لیلای منی
» فکر کنم وفا ومحبت افسانه باشد
» ۴۰ کار مفید که در کمتر از ۱۰ دقیقه می‌توانید انجام دهید
» فصل هاي زندگي
» باورهای ما دیوارهای شیشه ای زندگی ما هستند
» اين اعتماد بنفسم عجب اكسيري هست
» از صداي سخن عشق نشنيدم خوشتر

باورهای ما دیوارهای شیشه ای زندگی ما هستند پنجشنبه یازدهم تیر 1388

 

روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد. در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.. ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.

او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامريي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد

پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت.

او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!

در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن سوي آكواريوم نيز نرفت! می‌دانید چرا ؟

 ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com


» كوچه هاي دل
» ياور مومن
» روانشناسي
فال آنلاین حافظ
نرم افزار
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme