تبليغاتX
هجر گل

هجر گل
از صداي عشق نشنيدم خوشتر يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند


غم ما کوچ محبت

وحشت از عشق که نه

ترس ما فاصله هاست

وحشت از قصه که نه

ترس ماخاتمه هاست

ترس بیهوده نداریم

صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن

نا خواسته ی عاطفه هاست

کوله باری است پر از هیچ

که بر شانه ماست


» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388
» شهریور 1388
» تیر 1388
» مهاجر دلتنگ
» هدیه به مادر
» به خوبا سر می زنی ....
» پیش این سنگدلان قدر دل وسنگ یکیست
» وگنجشک با خدا قهر بود
» من مجنون توام و تو لیلای منی
» فکر کنم وفا ومحبت افسانه باشد
» ۴۰ کار مفید که در کمتر از ۱۰ دقیقه می‌توانید انجام دهید
» فصل هاي زندگي
» باورهای ما دیوارهای شیشه ای زندگی ما هستند
» اين اعتماد بنفسم عجب اكسيري هست

من مجنون توام و تو لیلای منی پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388

 

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم


» كوچه هاي دل
» ياور مومن
» روانشناسي
فال آنلاین حافظ
نرم افزار
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme